تبلیغات
نصیحت ها - مطالب محمد محمدی

کرم شب تاب

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:یکشنبه 11 آذر 1397-12:19 ب.ظ

کرم شب تاب گفت: خرگوش، من همیشه می‌کوشم مجلس تاریک دیگران را روشن کنم، جنگل را روشن کنم، 
اگرچه بعضی از جانوران مسخره‌ام می‌کنند و می‌گویند "با یک گل بهار نمی‌شود، تو بیهوده می‌کوشی با نور ناچیزت جنگل تاریک را روشن کنی."
خرگوش گفت: این حرف مال قدیمی‌هاست. ما هم می‌گوییم :

"هر نوری هر چقدر هم ناچیز باشد، بالاخره روشنایی است."



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پدر و مادر

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:یکشنبه 11 آذر 1397-12:18 ب.ظ

پدر و مادر
همانند سوره ای
از " قرآن " هستن 
که هیچ کس
نمیتواندمانندش را
برایت بیاورد.

قدر آئینه بدانید 
چو هست
نه در آنوقت
که افتاد و...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آسمان

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:یکشنبه 24 اردیبهشت 1396-02:07 ق.ظ

صبح،
تلاوت صحیحی از آسمان است
سپاس، همه آیات خداوند را 
که صبح، یکی از 
آن آفریده های روشن است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باد

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:شنبه 16 آبان 1394-07:10 ق.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

معرفی پایگاه خبری،تفریحی و علمی یاشل

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:چهارشنبه 29 مهر 1394-04:22 ق.ظ

با سلام به کاربران محترم
پایگاه خبری،تفریحی و علمی یاشل:
جدید ترین عکس ها ،عکس بازیگران ، بیوگرافی بازیگران
وشامل مطالب متنوع و جدید بخش های آشپزی،سرگرمی،تکنولوژی،
سلامت،علمی و فرهنگ و هنر و نیز بخش های مد و زیبایی،روانشناسی،گردشگری ، مذهبی و ورزشی و....است.
http://yashel.ir/
 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یادگیری و فرصت آن

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:جمعه 17 مهر 1394-03:42 ق.ظ

فیلسوفی همراه با شاگردانش در حال قدم زدن در یک جنگل بودند و درباره ی اهمیت ملاقات های غیرمنتظره گفتگو می کردند . بر طبق گفته های " استاد " تمامی چیز هایی که در مقابل ما قرار دارند به ما " فرصت یادگیری " و یا " آموزش دادن " را می دهند . در این لحظه بود که به درگاه و دروازه محلی رسیدند که علیرغم آنکه در مکان بسیار مناسب واقع شده بود ، ولی ظاهری بسیار حقیرانه داشت . شاگرد گفت : " این مکان را ببینید . شما حق داشتید . من در اینجا این را آموختم که بسیاری از مردم ، در بهشت بسر می بردند ، اما متوجه آن نیستند و همچنان در شرایطی بسیار بد و محقرانه زندگی می کنند . "

" استاد " گفت : " من گفتم " آموختن " و " آموزش " دادن مشاهده امری که اتفاق می افتد ، کافی نمی باشد بایستی دلایل را بررسی کرد پس فقط وقتی این دنیا را درک می کنیم که متوجه علت هایش بشویم . سپس در آن خانه را زدند و مورد استقبال ساکنان آن قرار گرفتند . یک زوج و سه فرزند با لباس های پاره و کثیف . " استاد " خطاب به پدر خانواده گفت : " شما در اینجا در میان جنگل زندگی می کنید ، در این اطراف هیچ گونه کسب و تجارتی وجود ندارد ؟ چگونه به زندگی خود ادامه می دهید ؟ "

آن مرد نیز در " آرامش " کامل پاسخ داد : " دوست من ، ما در اینجا ماده گاوی داریم که همه روزه ، چند لیتر شیر به ما می دهد . یک بخش از محصول را یا می فروشیم و یا در شهر همسایه با دیگر مواد غذایی معاوضه می کنیم . با بخش دیگر اقدام به تولید پنیر ، کره و یا خامه برای مصرف شخصی خود می کنیم . و به این ترتیب به زندگی خود ادامه می دهیم .

" استاد " فیلسوف از بابت این اطلاعات تشکر کرد و برای چند لحظه به تماشای آن مکان پرداخت و از آنجا خارج شد . در میان راه ، رو به شاگرد کرد و گفت : " آن ماده گاو را از آنها دزدیده و از بالای آن صخره روبرویی به پایین پرت کن ! "

شاگرد گفت : اما این کار صحیحی بنظر نمی رسد ، آن حیوان تنها راه امرار معاش آن خانواده است .

و فیلسوف نیز ساکت ماند ... آن جوان بدون آنکه هیچ راه دیگری داشته باشد ، همان کاری را کرد که به او دستور داده شده بود و آن گاو نیز در آن حادثه مرد . این صحنه در ذهن آن جوان باقی ماند و پس از سال ها ، زمانی که دیگر یک بازرگان موفق شده بود ، تصمیم گرفت تا به همان خانه بازگشته و با شرح ما وقع ، از آن خانواده تقاضای " بخشش " و به ایشان کمک مالی نماید .

اما چیزی که باعث تعجبش شد این بود که آن منطقه تبدیل به یک مکان زیبا شده بود با درختانی شکوفه کرده ، ماشینی که در گاراژ پارک شده و تعدادی کودک که در باغچه خانه مشغول بازی بودند . با تصور این مطلب که آن خانواده برای بقای خود مجبور به فروش آنجا شده اند ، مایوس و ناامید گردید . ناگهان غریبه ای را دید و از او سوال کرد : " آن خانواده که در حدود 10 سال قبل اینجا زندگی می کردند کجا رفتند ؟ " جوابی که دریافت کرد ، این بود : " آنها همچنان صاحب این مکان هستند . "

مرد ، وحشت زده و سراسیمه و دوان دوان وارد خانه شد . صاحب خانه او را شناخت و از احوالات " استاد " فیلسوفش پرسید . اما جوان مشتاقانه در پی آن بود که بداند چگونه ایشان موفق به بهبود وضعیت آن مکان و زندگی به آن خوبی شده اند .

آن مرد گفت : " ما دارای یک گاو بودیم ، اما وی از صخره پرت شد و مرد . در این صورت بود که برای تامین معاش خانواده ام مجبور به کاشت سبزیجات و حبوبات شدم . گیاهان و نباتات با تاخیر رشد کردند و مجبور به بریدن مجدد درختان شدم و پس از آن به فکر خرید چرخ نخ ریسی افتادم و با آن بود که به یاد لباس بچه هایم افتادم و با خود همچنین فکر کردم که شاید بتوانم پنبه هم بکارم . به این ترتیب یکسال سخت گذشت ، اما وقتی خرمن محصولات رسید ، من در حال فروش و صدور حبوبات ، پنبه و سبزیجات معطر بودم . هرگز به این موضوع فکر نکرده بودم که همه قدرت و پتانسیل من در این نکته خلاصه می شد که : چه خوب شد آن گاو مرد . "



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سخنی از الهی قمشه ای

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:جمعه 17 مهر 1394-03:41 ق.ظ


هر کسی گمان کند بر حسب اتفاق پا بر این جهان نهاده. در محدوده ی تولد جسمی خودش میماند. پیر میشود و میمیرد. برایش بلوغی در کار نیست.
میلیاردها انسان در جهان متولد شده اند. اما هیچ یک اثر انگشت مشابه نداشته اند.

اثر انگشت تو ،امضای خداوند است.

که اتفاقی به دنیا نیامده ای و دعوت شده ای. تو منحصر به فردی. مشابه یا بدل نداری.
تو اصل اصل هستی و تکرار نشدنی. وقتی انتخاب شده بودن و منحصر به فرد بودنت را یاد آوری کنی,
دیگر خودت را با هیچ کس مقایسه نمیکنی. و احساس حقارت یا برتری که حاصل مقایسه کردن است از وجودت محو میشود.

الهی قمشه ای   



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ناامیدی از رحمت

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:جمعه 17 مهر 1394-03:41 ق.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وجدان بیدار

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:جمعه 17 مهر 1394-03:40 ق.ظ

http://www.labkhandezendegi.com/uploads/microblog/2015/10/40/560fc3bd3c0carsh.jpg


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تنهایی

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:جمعه 17 مهر 1394-03:40 ق.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

داستان

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:جمعه 17 مهر 1394-03:38 ق.ظ

روزی«سقراط» حکیم معروف یونانی،مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر است.علت ناراحتی اش را پرسید
،پاسخ داد:«در راه که می آمدم،یکی از آشنایان را دیدم؛سلام کردم اما جوابی نداد و با بی اعتنایی و خود خواهی گذشت و رفت.من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.»

«سقراط» گفت:چرا رنجیدی؟مرد با تعجب گفت:معلوم است؛چنین رفتاری ناراحت کننده می باشد.
«سقراط»پرسید:اگر در راه،کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد و بیماری به خود می پیچد،آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟»

مرد گفت:مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم؛آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود!
«سقراط»پرسید:به جای دلخوری،چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟
مرد جواب داد:«احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.»

«سقراط»گفت:«همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی؛آیا انسان،تنها جسم اش بیمار می شود؟
و آیا کسی که رفتارش نادرست است،روانش بیمار نیست؟
اگر کسی فکر و روان اش سالم باشد،هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟
بیماری فکر و روان،نامش «غفلت»است و باید به جای دلخوری و رنجش،نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است،دل سوزاند و کمکش کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.

پس،از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند،در آن لحظه بیمار است.»   



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مسافرت

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:سه شنبه 20 مرداد 1394-03:14 ق.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خرید بک لینک ارزان

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:دوشنبه 25 خرداد 1394-10:09 ب.ظ

بکلینک|ارزان|ارزون | بکلینک دائمی | بک لینک

شاید شما هم به این فکر افتاده ایم که چرا رقبا در صفحه اول گوگل هستند ولی ما نتوانسته ایم به صفحه اول گوگل برسیم؟

شما با کمک بک لینک های ما می توانید به صدر نتایج سعود کنید.
با خرید بک لینک ارزان و نیز خرید بک لینک دائمی می توانید خیال تان را از بایت پشتوانه سایتتان راحت کنید و به سمت نتایح اول موتور های جستجو حرکت کنید.
البته نکته تاثیر گذار غیر از بکلینک ارزان و بکلینک دائمی بحث رپرتاژ آگهی  و لینک بیلدینگ است که از اهمیت خاصی در الگوریتم گوگل برخوردار است.
در رپرتاژ اگهی شما یک متن اختصاصی در سایتهایی که دارای اتوریتی بالایی هستند قرار می دهید و این باعث میشه که گوگل سایت شما رو سایت مرجع شناسایی کند و  در نتایج بالا بیایید.    خرید بک لینک ارزان   خرید بک لینک




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

استخوان

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:پنجشنبه 20 فروردین 1394-03:14 ق.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قضاوت دیگران

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:دوشنبه 17 فروردین 1394-03:40 ق.ظ

این مطلقاً مهم نیست که دیگران ما را چگونه قضاوت می کنند،

بلکه مهم این است که ما، در خلوتی سرشار از صداقت، و در نهایت قلبمان،

خویشتن را چگونه داوری می کنیم.

" چهل نامه کوتاه به همسرم نادر ابراهیمی "



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیفون 4

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:چهارشنبه 20 اسفند 1393-03:17 ق.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پادشاه

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:چهارشنبه 6 اسفند 1393-09:00 ب.ظ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﻰ ﺑﺎ ﻧﻮﻛﺮﺵ ﺩﺭ ﻛﺸﺘﻰ ﻧﺸﺴﺖ ﺗﺎ ﺳﻔﺮ ﻛﻨﺪ، ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺁﻥ ﻧﻮﻛﺮ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭﻳﺎ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺩﻳﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺭﻧﺠﻬﺎﻯ ﺩﺭﻳﺎﻧﻮﺭﺩﻯ ﺭﺍ ﻧﺪﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻭ ﺯﺍﺭﻯ ﻭ ﻟﺮﺯﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﻰ ﺗﺎﺑﻰ ﻛﺮﺩ، ﻫﺮﭼﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻟﺪﺍﺭﻯ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﮕﺮﻓﺖ، ﻧﺎﺁﺭﺍﻣﻰ ﺍﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﺳﺎﻳﺶ ﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻫﻢ ﺯﺩ، ﺍﻃﺮﺍﻓﻴﺎﻥ ﺷﺎﻩ ﺩﺭ ﻓﻜﺮ ﭼﺎﺭﻩ ﺟﻮﻳﻰ ﺑﻮﺩﻧﺪ،
ﺗﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺣﻜﻴﻤﻰ ﺑﻪ ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ( (ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﻫﻰ ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻳﻘﻰ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ. ) )

ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﺮ ﭼﻨﻴﻦ ﻛﻨﻰ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﻟﻄﻒ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻯ.

ﺣﻜﻴﻢ ﮔﻔﺖ: ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺑﺪﻩ ﻧﻮﻛﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻳﺎ ﺑﻴﻨﺪﺍﺯﻧﺪ. ﺷﺎﻩ ﭼﻨﻴﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﻰ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﻛﺮﺩ. ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻳﺎ ﺍﻓﻜﻨﺪﻧﺪ. ﺍﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﺑﺎﺭ ﻏﻮﻃﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺭ ﺩﺭﻳﺎ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻰ ﺯﺩ ﻣﺮﺍ ﻛﻤﻚ ﻛﻨﻴﺪ! ﻣﺮﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﻴﺪ!

ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻮ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﻛﺸﺘﻰ ﻛﺸﻴﺪﻧﺪ. ﺍﻭ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﻯ ﺍﺯ ﻛﺸﺘﻰ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﭼﻴﺰﻯ ﻧﮕﻔﺖ. ﺷﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺣﻜﻴﻢ ﺗﻌﺠﺐ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ: ( (ﺣﻜﻤﺖ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻏﻠﺎﻡ ﮔﺮﺩﻳﺪ؟ ) )

 ﺣﻜﻴﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ( (ﺍﻭ ﺍﻭﻝ ﺭﻧﺞ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﺭﺍ ﻧﭽﺸﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻗﺪﺭ ﺳﻠﺎﻣﺖ ﻛﺸﺘﻰ ﺭﺍ ﻧﻤﻰ ﺩﺍﻧﺴﺖ،

 ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻗﺪﺭ ﻋﺎﻓﻴﺖ ﺭﺍ ﺁﻥ ﻛﺲ ﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﻗﺒﻠﺎ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﻣﺼﻴﺒﺖ ﮔﺮﺩﺩ. ) )




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درختان بارور

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:یکشنبه 27 مهر 1393-08:55 ق.ظ


درختان بارور خم می شوند و مردان بزرگ متواضع میگردند، اما شاخه های خشک و مردم نادان می شکنند وخم نمی شوند. ضرب المثل سانسکریت



دشمنی و پادورزی ، به آدم خردمند انگیزه زندگی می دهد .  ارد بزرگ



برای کشتی‌ای که عازم هیچ بندری نیست، باد موافق معنا ندارد. میشل دومنتی



موانع چیزهای وحشتناکی هستند که هرگاه شما چشم‌هایتان را از هدف دور نگاه می‌‌دارید، آن‌ها را می‌بینید. هامیلتون مابی 


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

صرفه جویی

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:پنجشنبه 20 شهریور 1393-03:14 ق.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لینکها

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:جمعه 20 تیر 1393-08:55 ق.ظ


بک لینک| بکلینک|خرید|فروش
همانطور که می دانید امروز بکلینک ها نقش بسیار مهمی در رتبه بندی نتایج در گوگل بازی می کنند.
تقریبا بدون داشتن پشتوانه مناسب بعید است که سایتی بتواند رتبه ای مناسب در گوگل بدست آورد.در حقیقت هر سایتی که به شما بکلینک می دهد یعنی شما را تایید کرده و از اعتبار خودش به شما لینک داده فلذا هر چه این تایید ها بیشتر باشد اعتبار سایت ما بالاتر و بیشتر خواهد بود.
البته دو نکته در بکلینک مهم است :
1- کلمه کلیدی مد نظر باید انکر تکس شده باشد.
2-بکلینک شما در متن یا ساید بار دائمی باشد تا حذف نشود و ضرر به سایت شما نزند.
باید دانست یکی دیگر از تکنیک هایی که امروزه در سئو  پیاده سازی می شود بحث رپرتاژ آگهی است که هم جهت معرفی محصول و هم جهت کسب بک لینک استفاده شده و با این کار  (  بک لینک دائمی )  تاحدودی از خرید بک لینک بی نیاز می شوید!!!






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فوتبالیست ها

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:جمعه 20 تیر 1393-03:16 ق.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خلاقیت عکاسی

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:پنجشنبه 16 آبان 1392-07:10 ق.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ساعت گمشده!!!

نویسنده :محمد محمدی
تاریخ:سه شنبه 16 آبان 1391-07:12 ق.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo



خرید لوازم دیجیتال|خرید ساعت مچی |خرید تیشرت |خرید تی شرت | خرید پوشاک | خرید لوازم جانبی موبایل| خرید لوازم جانبی خودرو| خرید چراغ قوه ||چراغ قوه | خرید ساعت مچی | ساعت مچی |خرید پاوربانک| خرید شارژر موبایل | خرید بک لینک دائمی | بکلینک دائمی | خرید عینک آفتابی | خرید ساعت مچی